یک هنرمند آرمانگرا درباره اینکه چرا وقتی یک دختر مرموز او را سر قرار کاشت، احساس بدی پیدا کرد، فرضیهسازی میکند. این اتفاق او را به این سوال وا میدارد: محتوای یک احساس زودگذر چیست؟ آیا این احساس مجموع تجربیات شماست؟ و شاید مهمتر از آن، آیا تجربیات شما کل وجود شما را تشکیل میدهند؟