رد بووی، دامدار تگزاسی که مجبور به ترک زمین و خانهاش شده، قصد ندارد در یک کاروان مسافرتی دلگیر به آرامی بازنشسته شود. در عوض، او سوار کادیلاک خود میشود و همراه با نوه غریبهاش برای آخرین ماجراجویی وحشیانه پر از اسلحه، زن و الکل به جاده میزند. این فقط یک شب معمولی دیگر در مکزیک قدیمی است.