علاقه تازه ایوان دراگوی جوان به بازیهای فکری، او را به دنیای خارقالعاده و رقابتی اختراع بازی پرتاب میکند و او را در مقابل مکرودیان مخترع قرار میدهد؛ کسی که مدتهاست آرزوی نابودی شهر زیل را دارد که توسط پدربزرگ ایوان تاسیس شده است. ایوان برای نجات خانوادهاش و شکست دادن مکرودیان، باید بفهمد که یک بازیساز واقعی بودن به چه معناست.