هونگی، پسر نوجوان یک رئیس قبیله مائوری، پس از آنکه قبیلهاش در پی یک خیانت قتلعام میشود، باید برای برقراری صلح و بازگرداندن شرف به ارواح عزیزانش، انتقام قتل پدرش را بگیرد. هونگی که در برابر گروهی از تبهکاران به رهبری وایریپا به شدت از نظر تعداد در موضع ضعف است، تنها امیدش عبور از «سرزمینهای مرده» ترسناک و ممنوعه و اتحاد با جنگجویی مرموز است؛ مبارزی بیرحم که سالهاست بر آن منطقه حکومت میکند.