دکتر متیو کلارک رئیس یک موسسه دولتی برای کودکان کمتوان ذهنی است. جین هانسن، معلم موسیقی سابق که مشتاق است به زندگی خود معنایی ببخشد، به کارکنان بیمارستان میپیوندد. جین که سعی دارد با عشق خود از کودکان حمایت کند، به روشهای آموزشی سختگیرانه دکتر کلارک با تردید نگاه میکند. او از نظر عاطفی به روبن ویدیکام ۱۲ ساله که توسط والدین مطلقهاش رها شده، وابسته میشود.