در نیجریه مستعمره بریتانیا در سال ۱۹۲۳، آقای جانسون یک فرد غیرعادی است؛ مرد سیاهپوست تحصیلکردهای که نه با بومیان سازگار است و نه با بریتانیاییها. او برای قاضی محلی بریتانیایی کار میکند و خود را انگلیسی میداند، هرچند هرگز به انگلستان نرفته است. او همیشه در حال نقشهکشیدن و تلاش برای پیشرفت است که همین موضوع او را به دردسرهای زیادی میاندازد.