بارون که برای آزمایشهای هولناک خود به یک زوج جوان باج میدهد تا به او کمک کنند، در تلاش برای به دست آوردن دادههای پزشکی حیاتی، مردی را از یک تیمارستان میرباید. در طول مسیر، فرد ربودهشده میمیرد و بارون و دستیارش مغز او را به یک جسد پیوند میزنند. این موجود که توسط روحی گرفتار در یک پوسته بیگانه شکنجه میشود، پس از ملاقات با همسرش که ظاهر هیولایی او را به شدت پس میزند، انتقام خود را از عامل بدبختیاش یعنی بارون فرانکنشتاین میگیرد.