به جیلی دستور داده میشود تا برادر جوانتر و دارای اختلالات روانی یک دادستان فدرال قدرتمند را بدزدد. وقتی نقشهها به هم میریزد، رئیس جیلی، ریکی را میفرستد؛ یک زن گانگستر زیبا و آزاداندیش که دستورات خاص خود را برای کمک به آدمربایی دارد. اما جیلی شروع به دل باختن به ریکی میکند که به وضوح در دسترس نیست و این موضوع میتواند برای شغل او خطرناک باشد.