در یک تفرجگاه ساحلی باد شدیدی میوزد. چارلی پس از دعوا با یکی از دو مرد متاهل، به ادنا نزدیک میشود؛ در حالی که آن دو مرد خودشان بر سر بستنی با هم میجنگند. چارلی که توسط شوهر ادنا رانده شده، به سراغ همسر آن یکی مرد میرود.