چارلی و رئیسش حتی برای رسیدن به خانهای که قرار است کاغذدیواری کنند هم با مشکل مواجه میشوند. صاحبخانه از اینکه نتوانسته صبحانه بخورد عصبانی است و همسرش هنگام ورود آنها بر سر خدمتکار فریاد میزند. اجاق گاز آشپزخانه منفجر میشود و چارلی پیشنهاد تعمیر آن را میدهد. معشوقه مخفی زن از راه میرسد و به عنوان ناظر کارگران معرفی میشود، اما شوهر این موضوع را باور نمیکند و شروع به تیراندازی میکند. در نهایت اجاق گاز به شدت منفجر شده و خانه را ویران میکند.