فرزند ارشد هر نسل در خانواده فرلانگ به یک توانایی خارقالعاده مجهز است. جیمز در جریان حادثهای که منجر به مرگ پدر و مادربزرگش میشود، به ماهیت نیروی خود پی میبرد. او که از این نیروی مرموز و آسیبرسان وحشتزده شده، در جنگلی پنهان میشود تا به کسی آسیب نرساند. چند سال بعد، دختری به نام می نیز به همان جنگل پناه میبرد و با جیمز ملاقات میکند.