بیل پس از سکته قلبی، توصیه پزشک خود را برای از بین بردن استرسهای زندگیاش کاملاً جدی و به معنای واقعی کلمه اجرا میکند و شروع به حذف فیزیکی عوامل استرسزا میکند. این نقشه به خوبی پیش میرود تا اینکه قتلهای او توجه یک پلیس روانپریش را جلب میکند که خودش هم مطمئن نیست میخواهد بیل را دستگیر کند یا به او بپیوندد. اوضاع زمانی پیچیدهتر میشود که بیل متوجه میشود بزرگترین عامل استرس در زندگیاش ممکن است همسر خودش باشد.