پشت بنای باشکوه تاجمحل، مجموعهای از خانههای تاریک و کثیف قرار دارد که چاندا (۳۵ ساله)، یک خدمتکار خانگی، به همراه دختر ۱۴ سالهاش آپو در آنجا زندگی میکند. چاندا آرزو دارد و در این رویاست که دخترش درس بخواند و به سرنوشت بهتری دست یابد. وقتی آپو به او میگوید که میخواهد مدرسه را رها کند و مانند او خدمتکار شود، چاندا تصمیم بزرگی میگیرد: او خودش به مدرسه بازمیگردد و حتی به کلاس درس دخترش میپیوندد.