یوما ناکاهارا مدیرعامل یک شرکت فناوری اطلاعات و فردی بهشدت کارطلب است. او تمام تمرکز خود را روی توسعه شرکتش گذاشته است. او تماسی تلفنی از همکار و دوست قدیمیاش، کوهی، دریافت میکند اما کوهی پشت تلفن چیزی نمیگوید. یوما احساس میکند مشکلی پیش آمده و راهی زادگاه کوهی در شینمیناتو در استان تویامای ژاپن میشود. او در شینمیناتو با افراد جدیدی آشنا شده و درگیر جشنواره هیکیامای شینمیناتو میشود و نگاهش به زندگی شروع به تغییر میکند.