یاکوب، نجیبزاده جوان لهستانی، توسط غریبهای از زندان نجات مییابد. در مقابل، آن غریبه فهرستی از همدستان یاکوب در توطئه را میخواهد. یاکوب در حالی که نجاتدهنده مرموز خود را در سراسر کشور دنبال میکند، تحت تاثیر هرجومرج عمومی و فساد اخلاقی جامعه قرار میگیرد؛ او رفتهرفته عقل خود را از دست میدهد و به یک قاتل زنجیرهای تبدیل میشود.