در روستای کوچکی در جنوب فرانسه، زندگی به دلیل موج گرمای سوزان و به دنبال آن، کمبود نگرانکننده آب بسیار سخت شده است. همه تحت فشار شدیدی هستند، به خصوص کشاورزانی که زمینهایشان آبیاری نمیشود. به همین دلیل، اهالی روستا روز به روز نسبت به یکی از خودشان به نام جوزف، مرد جوانی که شیطنتهای بیپایانش در چنین شرایط بحرانی به یک مزاحمت غیرقابل تحمل تبدیل شده، کمتحملتر میشوند. شهردار ناامیدانه تلاش میکند تا اوضاع را آرام کند اما هیچ چیز فایدهای ندارد...