الیزابت بارت، شاعر برجسته، با کمک خواهر و برادرانش، به ویژه کوچکترین خواهرش هنریتا، به آرامی در حال بهبودی از یک بیماری فلجکننده است، اما تحت تأثیر استبداد خانگی پدر ثروتمند و بیوهاش احساس خفگی میکند. وقتی او در اولین ملاقات عاشقانه خود با رابرت براونینگ، شاعر همکارش، روبرو میشود، دل به او میبازد. با این حال، پدر کنترلگر او هیچ قصدی ندارد که اجازه دهد او از جلوی چشمانش دور شود.