گروهبانهای ارتش بریتانیا، بالانتاین، کاتر و مکچسنی در دهه ۱۸۸۰ به همراه سقا و آبآور بومی خود، گانگا دین، در هند خدمت میکنند. آنها در حین انجام یک ماموریت خطرناک برای تعمیر تلگراف، شواهدی از فرقه سرکوبشده تاگی کشف میکنند. وقتی گانگا دین به گروهبانها درباره یک معبد مخفی ساختهشده از طلا میگوید، کاتر که به دنبال ثروت است توسط فرقه تاگی اسیر میشود و اکنون نجات او بر عهده دوستانش است.