در انگلستان سال ۱۹۴۰، پرودنس کثاوی اشرافی با پیوستن به شاخه نظامی زنان نیروی هوایی، والدین پز عالی و افادهای خود را نگران میکند. او به زودی با کلایو بریگز افسرده ملاقات کرده و عاشقش میشود، با وجود اینکه کلایو نسبت به طبقه اشراف تعصب و کینه دارد. پرودنس موافقت میکند که یک هفته را با او در هتلی در دوور بگذراند. وقتی مونتی، دوست سرباز کلایو، برای بازگرداندن او میآید، پرودنس متوجه میشود که کلایو پس از نبرد دانکرک بدون اجازه خدمت را ترک کرده است و تلاش میکند به او یادآوری کند که چرا انگلستان باید در این جنگ بجنگد.