آکیرا میزوتانه، دانشآموز دبیرستانی که مادرش دانشمندی نابغه است، روزهای خود را صرف تلاش برای دنبال کردن راه مادرش میکند. با این حال، او احساس میکند که در تحقیقاتش به بنبست رسیده و با این فکر که استعداد مادرش را ندارد، دچار افسردگی میشود. یک روز، دوستی به آکیرا توصیه میکند که یک مرد با داشتن دوستدختر میتواند قدرتمندتر شود؛ بنابراین او یک دوستدختر انسان مصنوعی به نام «شماره ۰» خلق میکند.