آنها در حال فرار از دست گروهی از جنگلبانان که ولگردها را برای آتشنشانی جمع میکنند، به عمارت مجللی پناه میبرند. صاحبخانه به تعطیلات رفته و خدمتکاران هم حضور ندارند؛ بنابراین هاردی تظاهر میکند که صاحبخانه است و قصد دارد خانه را به یک زوج انگلیسی اجاره دهد. هاردی، لورل را مجبور میکند تا نقش خدمتکار زن را بازی کند. متأسفانه صاحبخانه برمیگردد و به مستأجران احتمالی میگوید که او مالک واقعی است؛ لورل و هاردی دوباره فرار میکنند اما توسط جنگلبانان دستگیر و مجبور به مبارزه با آتشسوزیهای جنگلی میشوند.