کیتی، دختر نوجوانی است که پس از مرگ مادرش نمیتواند از افسردگی رها شود. او علاقهاش را به مدرسه، دوستان و ژیمناستیک از دست داده است. همه چیز در تابستان تغییر میکند؛ زمانی که از او خواسته میشود از «گیبی»، میمون کاپوچین معلم علومش، نگهداری کند. مراقبت از این میمون زندگی او را به کلی دگرگون میکند. شخصیت شاد و سرزنده گیبی، شور زندگی را در کیتی زنده میکند. گیبی در ژیمناستیک به او کمک میکند، باعث تجدید دوستیها (و پیدا کردن یک دوستپسر احتمالی) میشود و به او کمک میکند تا بر رقیبش، دختر بدجنسی که میخواهد در همه چیز کیتی را شکست دهد، پیروز شود.