واسکو دانشجوی پزشکی در لیسبون است که توسط عمههای ثروتمندش حمایت میشود؛ او به دروغ به آنها گفته که فارغالتحصیل شده است. در واقع، او خود را وقف زندگی بوهیمیایی کرده و نمایشگاههای مردمی و زنان زیبا را ترجیح میدهد، به خصوص آلیس، خیاط محله کاستلینوس، که این موضوع پدر جاهطلب او، کائتانو خیاط را که از بدهیهای واسکو باخبر است، ناراحت میکند. پس از مردود شدن در یک امتحان نهایی دیگر، واسکو با خبر سفر عمههایش به لیسبون برای دیدن مطب او غافلگیر میشود.