در وین، یوهان اشتراوس پسر که آهنگسازی مشتاق است، با پدر سلطهگر خود که میخواهد او موسیقی را رها کرده و در یک نانوایی مشغول به کار شود، درگیر میشود. اشتراوس که میان عشقش به رزی، دختر نانوا، و تشویقهای یک کنتس ثروتمند گرفتار شده، الهامی پیدا میکند که منجر به خلق قطعه «دانوب آبی» میشود.