در یک شهر کوچک ژاپنی، کو-کو به سمت ناخوشایند جلاد منصوب میشود. کو-کو که میداند باید پیش از ظهور میکادو در یک ماه آینده، وظیفهاش را با موفقیت انجام دهد، قربانی مناسبی در نانکی-پو پیدا میکند؛ جوانی که به خاطر عشق نافرجامش به دختری به نام یوم-یوم پریشان است. نانکی-پو موافقت میکند که جانش را فدا کند، به شرطی که اجازه داشته باشد روزهای باقیماندهاش را با یوم-یوم، که نامزد کو-کو است، سپری کند.