دکتر لی جانسون که فردی خودخواه است، در طول جنگ جهانی دوم بیشتر به خاطر اینکه احساس میکند این کار یک وظیفه اجتماعی است تا از روی میهنپرستی عمیق، به کادر پزشکی ارتش میپیوندد. در اولین روز کاری، او توسط یک پرستار جذاب و جسور به نام اسنپشات سر جایش نشانده میشود. دشمنی اولیه آنها رفتهرفته به عشقی عمیق تبدیل میشود. در این میان، لی به خاطر خیانت به همسرش پنی که در خانه منتظر اوست، دچار عذاب وجدان شدیدی میشود.