بیست و سه سال پس از به ثمر رساندن گل پیروزی برای تیم فوتبال دانشگاهش، هارولد دیدلباک آرام و سربهزیر که سالهاست در یک شغل حسابداری کسلکننده و بیسرانجام گیر کرده است، توسط رئیس متکبرش، جی. ای. واگلزبری که غول تبلیغات است، اخراج میشود و چیزی جز یک مستمری ناچیز به او تعلق نمیگیرد. هارولد که هرگز لب به الکل نمیزند، با دوست جدیدش یک نوشیدنی سنگین میخورد... و یکی دیگر، و یکی دیگر. روز چهارشنبه چه اتفاقی افتاد؟