در زمستان سال ۱۹۴۳، ارتش آلمان پیشروی نیروهای آمریکایی را در کوهستانهای ایتالیا متوقف میکند؛ نبردهای پیاپی جوخه جو پترسون را نابود کرده است. جو در دوران مرخصی خود در ناپل، با ستوان الینور مککی ملاقات میکند؛ الینور که در ابتدا رفتاری سرد دارد، در جریان یک حمله بمباران شروع به نرم شدن میکند. رابطه عاشقانه آنها با وجود بازگشتهای دورهای جو به جبهه شکل میگیرد، اما اینکه آیا او در نهایت زنده بازخواهد گشت یا خیر، بسیار تردیدآمیز است.