بارت کالینز جوان به همراه مادر بیوهاش، هلوئیز، زندگی میکند. بزرگترین مایه عذاب زندگی بارت، کلاسهای پیانوی منفوری است که مجبور است تحت آموزش دکتر ترویلیکر مستبد تحمل کند. بارت احساس میکند مادرش تحت تأثیر شوم ترویلیکر قرار گرفته است و این موضوع را با لولهکشی به نام آگوست زابلادوفسکی که به خانهشان آمده مطرح میکند، اما نتیجه چندانی نمیگیرد. بارت در حالی که با بیمیلی مشغول تمرین درسهایش است، خوابش میبرد و وارد یک رویای موزیکال و فانتزی میشود.