زندگی یک گیشا پس از از بین رفتن زیباییاش و بازنشستگی چگونه است؟ کین با پسانداز خود به یک نزولخور ثروتمند تبدیل شده و روزهایش را به جمعآوری بیرحمانه بدهیها میگذراند. حتی صمیمیترین دوستانش، تومی، نوبو و تاما که آنها نیز گیشا بودهاند، اکنون به او بدهکارند. برای همه آنها، شکوه دوران جوانی گذشته است؛ تومی و تاما فرزندانی ناامیدکننده دارند. کین دو معشوقه سابق دارد که هنوز به دنبال او هستند؛ یکی را میخواهد ببیند و دیگری را نه. اما حتی آن کسی که با خاطرهای خوش از او یاد میکند، وقتی ظاهر میشود، ناامیدکننده از آب درمیآید.