تام رث پدر و همسری حومهنشین است که خاطرات جنگ جهانی دوم او را رها نمیکند؛ از جمله رابطه عاشقانهاش در زمان جنگ با یک دختر روستایی ایتالیایی به نام ماریا که منجر به تولد پسری نامشروع شده که او هرگز ندیده است. رث تحت فشار همسر ناراضیاش برای به دست آوردن شغلی با درآمد بالاتر، به عنوان مسئول روابط عمومی برای رالف هاپکینز، رئیس شبکه تلویزیونی، مشغول به کار میشود. تام با ورود به سیاستهای مسموم اداری، متوجه میشود که باید بین شغل یا خانوادهاش یکی را انتخاب کند.