وایومینگ در قرن نوزدهم، غرب وحشی: تام هیلی ملایم و آرام، یک گروه تئاتر با دو واگن دارد که طلبکاران به خاطر خریدهای مداوم لباس توسط آنجلا، بازیگر نقش اول و معشوقهاش، آنها را تعقیب میکنند. در شاین، آنها با تشویق تماشاگران روبرو میشوند و امیدوارند مدتی بمانند؛ صاحب تئاتر از آنجلا خوشش میآید و آنجلا او را معلق نگه میدارد. او همچنین مورد توجه مابری قرار میگیرد، هفتتیریکشی که ثروتمندترین مرد بونانزا به او بدهکار است.