ادی کاربونه، کارگر بندر بروکلین، ازدواج ناموفقی با بئاتریس دارد و ناخودآگاه عاشق کاترین، خواهرزادهای است که آنها از کودکی بزرگ کردهاند. دو برادر به نامهای مارکو و رودولفو که مهاجران غیرقانونی هستند وارد خانه او میشوند. کاترین عاشق رودولفو میشود؛ و ادی که عذاب میکشد اما حتی نمیتواند عشق شبهمحارم خود را به خودش اعتراف کند، مهاجران غیرقانونی را به مقامات لو میدهد.