مرگ یک بزرگ خاندان ثروتمند در سال ۱۸۸۵، آغازگر مبارزه قدرت در میان اعضای خانواده میشود. پسر او، فردیناندو، سهم سایر بستگانش را میخرد تا کنترل کامل داراییهای مرد متوفی را به دست آورد. اما آمریگو، برادرزاده فردیناندو، مقاومت میکند. موضع آمریگو زمانی ضعیف میشود که راهی فلورانس شده و با زنی خیابانی به نام بیانکا آشنا میشود.