انریکو روزنامهنگاری سختکوش در رم سال ۱۹۴۵ است. به او تلفنی اطلاع میدهند که برادر کوچکترش، لورنزو، درگذشته است. انریکو رابطه طولانی و دشوارشان را به یاد میآورد؛ او توسط مادربزرگ فقیر اما مهربانشان بزرگ شد، در حالی که لورنزو به عنوان یک نجیبزاده توسط یک اشرافزاده ثروتمند محلی پرورش یافت. با تجدید دیدار در فلورانس دهه ۱۹۳۰، انریکو سرپرست برادر لوس خود میشود و همواره با احساس مسئولیت گناهآلود نسبت به مردی که هم از او متنفر است و هم دوستش دارد، دستوپنجه نرم میکند.