ماریا با خواهر ۱۸ سالهاش کاترینا در آپارتمانی کوچک زندگی میکند، در خانه به او درس میدهد و فقط برای کلاسهای رقص اجازه خروج به او میدهد. با این حال، ماریا دلیلی نمیبیند که کار خود را به عنوان یک تنفروش از خواهرش پنهان کند. مردان مدام به آپارتمان رفتوآمد میکنند و کاترینا صدای موسیقی خود را بلند میکند تا صدای اتاق بغلی را نشنود. فیلم به زودی فاش میکند که این دو خواهر عاشق یکدیگر هستند، وضعیتی که نمیتواند دوام بیاورد، اما اینکه دقیقاً چه چیزی انگیزه رفتار شخصیتهاست به ندرت واضح است. کمی بعد از اینکه کاترینا با تأخیر به گرایش جنسی خود پی میبرد، به اتاق خواب ماریا و یک مشتری دعوت میشود.