زازا یک مجرد ۳۱ ساله اسرائیلی، خوشتیپ و باهوش است و خانوادهاش میخواهند ازدواج او را ببینند. اما سنت حکم میکند که زازا باید یک دختر باکره جوان انتخاب کند. او باید زیبا و از خانوادهای خوب، ترجیحاً ثروتمند باشد. والدین زازا، یاشا و لیلی، او را برای ملاقات با عروسهای احتمالی و خانوادههایشان میبرند. زازا چارهای ندارد. او با خانوادهاش که مدافع سنتهای خفهکننده میراث یهودی گرجستانی خود هستند، همراهی میکند. اما زازا همیشه به نوعی موفق میشود از نامزد کردن فرار کند. چیزی که والدینش نمیدانند این است که زازا از قبل عاشق شده است. جودیت زنی پرشور، قوی و جذاب است. او همچنین یک زن مطلقه با یک دختر ۶ ساله است. بنابراین زازا جودیت را از خانوادهاش پنهان نگه داشته است. او باید بین احترام به مرزهای سختگیرانه خانواده و سنت، یا عشق زندگیاش یکی را انتخاب کند.