وقتی رونیت با ایشا ملاقات میکند، هر دو مجذوب یکدیگر شده و عاشق هم میشوند. آنها میخواهند والدین رونیت و راج را غافلگیر کنند و تصمیم میگیرند این خبر را با راج در میان بگذارند، اما متوجه میشوند که راج به شدت در تلاش است تا رونیت را به عقد مونیشکا رای درآورد.