آستون، مردی آرام و گوشهگیر، به تنهایی در یک اتاق شلوغ در طبقه بالای خانهای کوچک و متروکه در منطقهای فقیرنشین در لندن زندگی میکند. او با مک دیویس، پیرمرد بیخانمانی که از کارگری در یک کافه اخراج شده، دوست میشود و او را به خانه میآورد. با گذشت زمان، آستون به او پیشنهاد کار به عنوان سرایدار خانه را میدهد. میک، برادر آستون که فردی تمسخرکننده و نیمهسادیست است، در غیاب برادرش به آزار و اذیت پیرمرد میپردازد و دستورات برادرش را لغو میکند...