جولیا، یک دانشجوی ۲۵ ساله دانشگاه که دو هفته است باردار شده و هیچ سابقه کیفری ندارد، به زندان فرستاده میشود. جولیا پدر فرزندش را به قتل رسانده است. این داستان به موضوعاتی چون مادری، زندان و عدالت، حبس، گناه و تنهایی میپردازد؛ اما بیش از هر چیز درباره جولیا و پسرش توماس است که در داخل یک زندان آرژانتینی متولد میشود.