عروسی فیبی آن نیلور با دون آندریا د بالداسار در لوئیزیانا، به دلیل یک مسئله ناموسی توسط سوارهنظام متوقف میشود. دون آندریا از رودخانه عبور کرده و به تگزاس فرار میکند؛ جایی که با سم هولیس و همراه سرخپوستش، کرونک، که در حال حمل تفنگ به شهر موکاسین فلتس هستند، ملاقات میکند. دون آندریا یک دختر سرخپوست به نام لونتا را نجات میدهد، چند گاو وحشی را رام میکند، با سم برای به دست آوردن دل فیبی رقابت میکند، از دست یک گروه جنگجوی کومانچی و سوارهنظام میگریزد و در نهایت شهر را نجات داده و دختر مورد علاقهاش را به دست میآورد.