ارمیا جوان در محیطی پایدار با والدین رضاعی دلسوز زندگی میکند تا اینکه روزی مادر پریشاناحوالش، سارا، برای پس گرفتن او بازمیگردد. ارمیا به درون دنیای خطرناک مادرش که پر از مواد مخدر، هتلهای مخروبه، کلوبهای شبانه و معشوقههای گذری است کشیده میشود. نجات او در قالب پدربزرگ و مادربزرگ بسیار مذهبیاش فرا میرسد، اما طولی نمیکشد که مادر ارمیا دوباره بازمیگردد. عشق مادری این دو را در جادهها به هم پیوند میدهد تا اینکه در نهایت سبک زندگی ناامیدکننده و فاسد سارا، او را به نابودی میکشاند.