قرن هفدهم، بلغارستان تحت حکومت عثمانی است. چهار مرد به خانه چوپانی به نام کارایوان حمله میکنند و همسرش را در مقابل چشمان فرزندشان، ماریا، مورد تجاوز قرار داده و میکشند. کارایوان برای محافظت از دخترش و گرفتن انتقام، ماریا را مانند یک پسر بزرگ میکند و به او جنگیدن و کشتن را آموزش میدهد. اما با بزرگ شدن ماریا، او آرزوی زندگی متفاوتی را در سر میپروراند.