بئاتریس هانسدورفر، بیوهای میانسال، به همراه دخترانش روت و ماتیلدا در تلاش است تا در جامعهای که درک چندانی از آن ندارد، دوام بیاورد. بئاتریس در رویای افتتاح یک چایخانه مجلل است اما توان مالی لازم برای رسیدن به این هدف بزرگ را ندارد. روت که مبتلا به صرع است، نوجوانی سرکش است؛ در حالی که ماتیلدای خجالتی اما بسیار باهوش و آرمانگرا، آرامش خود را در حیوانات خانگی و پروژههای مدرسهاش میجوید، از جمله پروژهای که برای نشان دادن چگونگی تأثیر مقادیر اندک رادیوم بر گلهای مریم طراحی شده است.