خانواده هاردی مایلند شب آرامی را در آپارتمان خود سپری کنند، اما با آمدن خانواده لورل آرامش آنها به هم میخورد. استن و اولی برای خرید بستنی بیرون میروند و در راه بازگشت به خانه موفق میشوند جلوی خودکشی یک زن بدخلق را بگیرند. آن زن نمکنشناس است و آنها را تهدید میکند که اگر از او مراقبت نکنند، برایشان دردسر درست میکند. آنها شب پر هرج و مرجی را سپری میکنند تا او را از همسرانشان پنهان نگه دارند.