استن و اولی، کارگران اصطبل، از یک اسب اصیل به نام «پسر آبی» مراقبت میکنند. اما وقتی میشنوند دو مرد درباره پاداش ۵۰۰۰ دلاری برای بازگرداندن «پسر آبی» دزدیدهشده صحبت میکنند، متوجه نمیشوند که منظور آنها یک تابلوی نقاشی است، نه اسب. آنها اسب را به خانه مالک میبرند تا پاداش را بگیرند. مالک به آنها دستور میدهد «پسر آبی» را روی پیانو بگذارند و اولی توضیح میدهد: «این میلیونرها عجیب و غریب هستند.»