در جریان یک سرقت در غرب وحشی، داکوتا یک پیرمرد ثروتمند چینی به نام وانگ را میکشد. او مدتی بعد دستگیر و محکوم میشود و در آستانه اعدام قرار میگیرد؛ در حالی که هیچ سودی از مرگ وانگ نبرده و او را تنها با عکسهای چهار همسر بیوهاش و چند برگ کاغذ بیارزش دفن کرده است. در این میان، هو برای پیدا کردن ثروت عمویش به آمریکا میآید و باید داکوتا را آزاد کند، چرا که او تنها کسی است که میتواند او را به قبر وانگ برساند. آنها قبر را باز میکنند و عکسهای همسران وانگ را برمیدارند. هو با خواندن کاغذها متوجه میشود که وانگ روی باسن هر یک از همسرانش، یکچهارم از نقشه گنج را خالکوبی کرده است. حالا بخش سخت ماجرا آغاز میشود: جستجو برای گنج.