مرد جوانی که به پرندهشناسی علاقهمند است، برای مطالعه کار شاهینها و مربیان انسانی آنها وارد یک مرکز میشود. سرپرست شاهینبازان مردی سرد و بیرحم است که با سرسختی از همه اطرافیانش انتظار کمال دارد. کار او تمام زندگیاش است و برایش مهم نیست که دوستدخترش با مردان دیگر رابطه داشته باشد. مرد جوان پیش از آنکه این وضعیت احتمالاً غیرانسانی را به مقصد افقهای روشنتر ترک کند، تا جایی که میتواند به مشاهده میپردازد.