داک هالیدی به همراه یک زن بدکاره به نام کیتی الدر به تومستون در آریزونا سفر میکند. با وجود اینکه سفر به دلیل بیماری سل داک دشوار است، آنها سرانجام به مقصد میرسند؛ جایی که هالیدی با دوست قدیمیاش، مارشال وایات ارپ که با باند کلانتون درگیر است، دیدار میکند. تنشها بین ارپ و کلانتونها بالا میگیرد تا اینکه در نهایت در یک رویارویی نهایی و بدنام، کار به اوج خود میرسد.