فردی، خواننده یک کافه، هر زمان که احساس کند دوستپسرش بلکی در حال خیانت است، به شدت عصبانی میشود. او همیشه یک هفتتیر به همراه دارد و این برای هر کسی که سر راهش قرار بگیرد خبر بدی است. از آنجایی که معمولاً این «مانع» نشیمنگاه قاضی محلی است، فردی و دوستش کونچیتا به زودی مجبور میشوند در منطقهای دورافتاده مخفی شده و به تدریس در مدرسه مشغول شوند.